زنده باد خودم

لزومی ندارد کل راه را ببینی.فقط گام اول را بردار....

 

 

دو نفر هستند یکی بیماری دارد و نمی ترسد و به آن عشق می ورزد . و با عشق در پی درمان آن است و دیگری بیماری ندارد اما تنفر و دلهره و ترس از بیماری در دل او جای دارد . دومی بیماری او بدتر است.

ترس از بیماری بیماری زاست و منشا بیماری است و تنها درمان آن عشق است. انسان باید به بیماری خود بگوید : دوستت دارم.

فردی در توکیو دچار سرطان شد از شهر بیرون رفت و به جنگل پناه برد و با سرطان خود ارتباط برقرار کرد و خوب شد.

دوست داشتن موجب سلامتی است. زشتی را زیبایی می کند.

از محبت خارها گل می شود

از محبت دردها درمان شود

اخیرا دانشمندی بنام ایموتو با آزمایشات تجربی ثابت کرده که حتی وقتی انسان به آب می گوید دوستت دارم مولکول های زشت آن زیبا می شود.

واقعا عشق کیمیاست و بدترین چیزها را خوب می کند و از نظر تجربی هم ثابت شده است که عشق مسکن بسیار بسیار قوی است و وقتی دو نفر عاشق ، عاشقانه به هم نگاه می کنند در لذتی عمیق و خلسه ای آرام بخش فرو می روند. ماده ای بنام بتااندروفین ترشح می شود که ده ها برابر قوی تر از مورفین است.

عشق همه چیز را دگرگون می کند از جمله بدن انسان را. بدن انسان بر اثر منفی نگری زشت و بر اثر مثبت اندیشی زیبا می شود. بر اثر خشم و تنفر خراب و بر اثر عشق و محبت خوب می شود.

از خدا بخواهیم بذر محبت را در دل ما بکارد تا میو ه های شیرین آن را برداشت کنیم (انشاء الله )و انسانی که از محبت محروم است بیمار است هر چند بدن او سالم باشد.

نوشته شده در جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |

1. راز عشق در تواضع است.

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یک دیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آن ها را تازه و با طراوت نگه می دارد.

2. راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظریاتش گوش کن. احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3. راز عشق در این است که به یک دیگر سخت نگیرید.

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است.

4. راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین، لبخندی از روی محبت. نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد.

5. راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ، با محبت تزئین کنید.

بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبایی بروید. ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد، مبادا غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود. برای این که عشق همواره با طراوت بماند باید به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد.

6. راز عشق در خوش مشربی است. شوخی با دیگران را فراموش نکن، در ضمن مراقب شوخی هایت هم باش. شوخی نا پسند نکن. شوخی باید از روی حسن نیت باشد، نه نیشدار.

7. راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق، یعنی تفکر را از یاد نبری.

آیا یک رابطه دراز مدت، مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست؟

8. راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی، و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری.

با این که احساس جلوه الهام است، اما شخص عصبانی نمی تواند چیزها را با وضوح درک کند. قلبت را آرام کن. تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها را آن گونه که هستند، در یابی .

9. راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی.

هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را می داند، از تحسین غافل نشو. مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت بگویی: دوستت دارم. گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند.

10. راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید.

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.

11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است.

برای تقویت گیرایی صدا، باید آن را از قلب برآورید، سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود تارهای صوتی را آرام و رها نگه دار. اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی، آن صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد.

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی،

زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

13. راز عشق دراین است که از یک دیگر انتظارات بی جا نداشته باشید،

زیرا نقص همواره جزء لا ینفک انسان است ذهنت را بر ارزش هایی متمرکز کن که شما را به یک دیگر نزدیک تر می کند نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.

14. راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی.

درحقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود. شریک زندگی ات را با طناب نیازمبند. گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.

15. راز عشق در این است که شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی حبس نکنی.

عیب جویی باعث تباهی می شود. همه چیز را همان طور که هست بپذیر، تا هر دو شاد باشید. قانون طلایی این است: نقاط قوت را تقویت کن، و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح. هرگز سعی نکن با سوزاندن، جلوی خونریزی زخم را بگیری..

16. راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است.. در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .

17. راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی،

بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آن چه را می خواهی بگویی پیدا کند.

18. راز عشق در آرامش است،

زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود. عشق، هوای نفس و احساست شدید نیست. عشق انسان ها نسبت به یک دیگر بازتابی از عشق ازلی است خداوندگار آرامش کامل است.

19. راز عشق در این است که در وجود یک دیگر عاشق خدا باشید، ت

ا همواره علی رغم همه اشتباهات، تشنه رسیدن به کمال باشید، چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان، سعی می کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند.

20. راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید

تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود. سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد.

21. راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی،

ولی عشق را برای لذت نخواهی. زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست. هر چه نفس قوی تر باشد، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه تقاضاهای نفس قوی تر باشد، خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت می کند. عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند، نه در لذت جویی .

22. راز عشق در مراعات حال دیگری است.

هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن.

23. راز عشق در این است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .

جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی . این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .

24. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است.

نگذار که روزمرگی ها مثل سیم های کوک نشده ساز، نغمه زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند.

25. راز عشق در این است که در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید،

با هم تنها باشید، و افکارتان را با یک دیگر در میان بگذارید. لازم نیست برای سرگرم شدن حتما از محرکات خارجی استفاده کنید. قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید تا بتوانید خودتان باشید.

26. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید.

مایع عشقتان را طوری نگه دارید که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد، پر کنی.

27. راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید

و از او قدرت و آرامش دریافت کنید، اما نه با اصرار.

28. راز عشق در استواری است.

در فصول مختلف زندگی، عشقتان را مانند کوه بلندی استوار، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید، که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند.

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |

از همه پرسیدن عشق چیست....؟؟؟؟

از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........بازی

از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت.......  کینه.

ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .........   پول وثروت.

از پیری  پرسیدن عشق چیست؟  گفت............   عمر

ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت  .......از من خوشبوتر.

از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر .

از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر.

 

...   ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟

ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم.

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |

 

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگراز خطا ها نکنم

                       بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم

Click to view full size image

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
 
استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
 
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
 
استاد پرسید: چه آوردی؟
 
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندمزار رفتم.
 
استاد گفت : عشق یعنی همین!
 
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
 
استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
 
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
 
استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.
 
استاد باز گفت: ازدواج یعنی همین!!

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |

 

عشق یعنی حرمت چشمان تو
عشق یعنی جان من دستان تو
عشق یعنی لحظه ای تنها شدن
در مقابل با تو بی پروا شدن
عشق یعنی لیلی و مجنون شدن
از حضورت لحظه ای ممنون شدن                  
عشق یعنی هیچ و پوچ هر بدی
یاد رویت در میان هر سری
عشق یعنی آسمانی داشتن
در میانش روی ماهت کاشتن
عشق یعنی انتظار منتظر
عشق یعنی یک خدا بالای سر
عشق یعنی خنده ای بر روی لب
قطره ای شبنم ز گل هنگام تب
عشق یعنی  بوسه ای بر گونه ها
عشق یعنی بوی خوب پونه ها
عشق یعنی برکه ای از خاطره
یک گل شب بو شبی پر رایحه
عشق یعنی مبدا راه جنون
تیشه و فرهاد با یک بیستون .....

نوشته شده در جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ توسط ابراهیم زاده نظرات () |


:قالبساز: :بهاربیست: